آخرین مطالب آرشيو وبلاگ
پيوندها
نويسندگان
نم نم باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ چه کنم با غم جانم که براید ز هزار عشق ز جانم که هر عشقی بود تاوانو توانی که ز مستی گردد پدیدار .دل باخته شدم ان روز که تو را با عشق دیدم , عشقت هوسی بود که افتاد به جانم, رویایی شیرین اما شوخی که افتاد به جانم ,شوخی دل که مدت ها در خزانه ی قلبم خفقان گرفته بود اما تو رفتی و رویایم را خط خطی کردی و روی قلبم که با دست به در ان زده بودی تا به رویت باز شود پای کوبیدی و لهش کردی و درش قفل شد تا دیگر کسی وارد ان غم خانه ی می گاه نشود. گفتم کمکم کن ای خدا عشق از قلب من گریخته چه کنم با دلم که ار ترس و غم جایی نهفته؟ بگفتا, که دلا شو چون شب قبل همان عاشق دیوانه ی می خانه .گفتم که یار کجاست با که شوم هم یار و هم خانه ؟بگفتا یار من باش که از هر یار بیگانه بود برتر و بهتر .گفتم سخنت همه به راست بود چو من خیری ندیدم از یک عاشق بیگانه .خدایا مست مستم از دیدار تو من عاشق هستم وپس شد ان عشق و هوس ,شورو شفق همه فراموش به عشق خدا ,ان یکتای حق اموز. نظرات شما عزیزان: خواستن ،همیشه توانستن نیست گاهی فقط، داغ بزرگی است که تا ابد بر دلت می ماند........ من شمارو لینک کردم خوشحال میشم شما منو لینک کنید منتظرم........
سلام میشه بپرسم این قطره های بارون رو کد سی اس اسش رو از کجا گرفتید؟؟؟؟
چشمم گرفته این قطره هارو خیلی قشنگن ممنون میشم پاسخ بدین خداحافظ پاسخ:سلام. توی تنظیمات وبلاگو بخون اونجا نوشته.بعدش تاییدش کن و بروز رسانی. همین.
بازم سلام بچه ها ........
مطلب های جالبی دارید واقعا قشنگن با معنی بازم خوشحال میشم به وبم سر بزنید بای....... ![]() چهار شنبه 9 / 11 / 1391برچسب:, :: 16:37 :: نويسنده : محیا .مبینا و آریانا
![]() ![]() |